همه ما تو یه چیز مشترکیم ،همه ما احساس داریم که یه وجه اشتراکه بین همه آدما ،اما چیزی که زندگی هر آدمی رو متفاوت میکنه نحوه استفاده از این حس هاست.
به نظر من غم یه احساس مسریه که میتونه حتی یه جمع خانوادگی بزرگ رو درگیر کنه.
شخصیت و ذات ما هم بر اساس این احساسات پایه گذاری میشه؛هرکسی به هرکدوم احساسش بیشتر اهمیت بده همون احساس تو وجودش
منعکس میشه .مطمعنم که همتون حداقل یه جمله از کتاب راز راندا رو خوندین یا افرادی رو دیدین که بی هدف خوشحالن ،افرادی که شکر
گزار و شادن بی اختیار شادی رو به دنیای اطرافشون میدن که جهان هم بی درنگ این شادی رو صد چندان به سمت اون افراد منعکس میکنه..
داستانی رو خوندم که دوس دارم باهاتون درمیون بزارم..
پدر و پسری روزی برای تفریح میرن به کوه .مدتی که از کونوردیشون میگذره پای پسر لیز میخوره و پسر میوفته زمین.پسر شروع میکنه به
بد و بیراه گفتن که یه صدای دیگه همون حرفای پسر رو تکرار میکنه ؛پسر با تعجب از رو زمین بلند میشه و با صدای بلند فریاد میزنه:توکی
هستی؟
همون صدا تکرار میکنه:تو کی هستی؟
پسر عصبانی میشه و فریاد میکشه:ترسو...
همون صدا جواب میده:ترسو
پسر رو میکنه سمت پدرش و عصبانی میگه من متوجه نمیشم این کیه که حرفای منو تکرار میکنه؟؟!!
پدر لبخندی به پسرش میزنه و میگه نگاه کن ...و با صدای بلند فریاد میکشه:من شجاعم.
دوباره همون صدا جواب میده:من شجاعم.
پدر برمیگرده سمت پسرش و میگه:زندگی هم مصل همین کوهه ...هرچی بهش بگی همون رو برات میفرسته ...
برچسب: فرمول خوشبختی,فرمول محاسبه خوشبختی,فرمول ریاضی خوشبختی,
نویسنده: یونا حسینپور